بیماری روانی به نام بی تفاوتی

بیماری روانی بی تفاوتی

فهرست مطلب

درمان بیماری روانی بی تفاوتی

بیماری روانی به نام بی تفاوتی، معمولا بر اثر یک ضربه روحی که بیمار در مقابل آن از خود استقامت نشان می دهد، در مورد آن صحبت نمی کند، راحت تر بگویم به روی خود نمی آورد و آن مسئله حل نشده باقی می ماند به وجود می آید.گاهی اوقات افراد در طول زندگی به درجه ای از آسیب و مشکل میرسد که دیگر نسبت به هر چیزی که در اطرافشان وجود دارد بی تفاوت و بی احساس میشوند اصولا این افراد تنهایی خود را با رابطه با دیگران و حضور در جمع ترجیح می دهند.

فرد سکوت می کند، زندگی برایش هیجانی ندارد. خوشحال نیست و معمولا تنهایی را ترجیح می دهد، بیمار اگر کمی باهوش باشد زندگیش را مانند فردی که قبلا بوده ادامه می دهد، همان روال را پیش می گیرد، تا زندگی فقط بگذرد. در این مطلب به تاریخچه و نظر یکی از متخصصین در مورد بی تفاوتی نگاهی می اندازیم.

در اوایل ظهور آیین مسیح، مسیحیان اصطلاح بی تفاوتی را انتخاب کردند تا بی اعتنایی خود به همه نگرانی های دنیوی، حالت ریاضت، را ابراز کنند، همانطور که در دین مسیحیت توصیه شده است.
بنابراین، این واژه از آن زمان در میان نویسندگان مذهبی تری مورد استفاده بوده است.

بیماری روانی به نام بی تفاوتی

به ویژه کلمنس الکساندر ینوس، این اصطلاح را همانطور که باب شده بود در حد بسیار گسترده ای به کار می برد، فکر می کرد از این طریق می تواند فلاسفه را به سوی گرایش به مسیحیت سوق دهد، که سودای رسیدن به حد متعالی پرهیزگاری را در سر داشتند.

تصور می شود بی تفاوتی بالینی در سطح بسیار بالایی باشد در حالیکه در حد متوسط ممکن است افسردگی محسوب شود و سطح نهایی به عنوان اختلال تجزیه ای تشخیص داده می شود جنبه فیزیکی بی تفاوتی که با ضعف قوای جسمانی،‌آسیب عضله و کمبود انرژی توام است خواب آلودگی برخی نامیده می شود که ممکن است علل آسیب شناختی هم داشته باشد.

هدف خاص بی تفاوتی ممکن است یک شخص فعالیت یا محیط اطراف باشد این عکس العمل رایج در مقابل استرس است تحت عنوان”درماندگی آموخته شده” آشکار می شود و معمولا با افسردگی همراه است این همچنین می تواند نشان از بی علاقگی غیر آسیب شناختی به چیزهای بی اهمیت باشد.

 بیماری روانی به نام بی تفاوتی

یک متخصص روانپزشکی بی‌میلی و بی‌تفاوتی افراد حادثه دیده نسبت به علایق طبیعی زندگی را از نشانه‌های اختلال استرس پس از حادثه مطرح کرد و گفت: ممکن است افراد مبتلا به این اختلال برای کاهش اضطراب خود به مصرف مواد مخدر روی آوردند.

دکتر علی فرهودیان اظهار کرد: انسان‌ها در طول زندگی با تنش‌ها و استرس‌های مستمر و متفاوتی مواجه هستند همچون تاخیر، نرسیدن به یک قرار مهم یا جلسه امتحان اما گاهی در جریان وقوع بعضی حوادث افراد با استرس‌های شدید و خطرناکی مواجه می‌شوند که هویت یا حیات آنها را تهدید می‌کند.

وی ادامه داد: هنگام بروز سوانح شدید برای فرد یا اصطلاحا تروما هم چون استرس‌های طبیعی مانند سیل، زلزله و استرس‌های انسانی شامل تصادف، مرگ نزدیکان و جنگ و غیره، درصدی از انسان‌ها با حالت شوک، درماندگی یا واکنش‌های بسیار شدید به این حوادث پاسخ می‌دهند که باعث بروز اختلالی به نام اختلال استرس پس از حادثه در افراد می‌شود.

وی اظهار کرد: اختلال استرس پس از حادثه ممکن است پس از گذشت مدت زمانی از وقوع رویداد با علایم شدیدی چون اضطراب، پرخاشگری، بی میلی و بی تفاوتی نسبت به زندگی در فرد حادثه دیده بروز کند.
فرد مبتلا به اختلال استرس پس از حادثه با احساس احتمال تجربه مجدد حادثه، دچار استرسی دائمی می‌شود به طوری که شخص گاهی حس می‌کند اتفاق دوباره در حال رخ دادن است و ناگهان از جای خود می‌پرد و یا کابوس آن را در خواب می بیند.

دکتر فرهودیان با اشاره به افت عملکرد شغلی و اجتماعی فرد مبتلا به اختلال استرس پس از حادثه گفت: شخص مبتلا به این بیماری به تدریج با احساس بی علاقگی نسبت به محرک‌های طبیعی و علایق معمول زندگی، دچار کاهش واکنش نسبت به محیط می‌شود و با افت فعالیت‌های روزمره مواجه خواهد شد.

ایشان در خصوص عوارض جانبی اختلال استرس پس از حادثه در شخص مبتلا به این بیماری اظهار کرد: استرس‌های دائمی ناشی از احساس وقوع مجدد حادثه در شخص بیمار احتمال گرایش وی به اعتیاد را افزایش می دهد. ممکن است فرد برای کاهش اضطراب‌های خود به مصرف مواد مخدر روی بیاورد. همانطور که گاهی در بررسی علت اعتیاد افراد به مواد مخدر مشاهده می شود این افراد از پیش دچار نوع بالینی یا تحت بالینی این اختلال استرس پس از حادثه بوده‌اند.

وی یادآور شد: مصرف مواد مخدر در ابتدای امر استرس شخص مبتلا به اختلال استرس پس از حادثه را کاهش می دهد اما پس از طی مدت زمانی فرد با تشدید اضطراب مواجه خواهد شد و حتی امکان دارد وی استرس‌های شدیدتری را تجربه کند.

دکتر فرهودیان با اشاره به اینکه درمان اختلال استرس پس از حادثه همچون سایر بیماری‌های روحی روانی با روش‌های مختلف درمانی از طریق داروهای روانپزشکی انجام می‌شود، تأکید کرد: چون این بیماری معمولا با افسردگی و اختلالات رفتاری دیگری مانند اعتیاد همراه است لذا برای درمان آن ها در کنار درمان دارویی از روان درمانی های رفتاری و شناختی، آرامش بخش‌ها و روش‌های بازتوانی استفاده می‌شود.

وی در پایان خاطرنشان کرد: مدت درمان این اختلال به میزان پاسخگویی علایم به نوع درمان متفاوت است اما بطور معمول درمان اختلال استرس پس از حادثه بیش از یکسال بطول می انجامد.

انواع بیماری روانی به نام بی تفاوتی و بی حوصلگی

بی تفاوتی انواع مختلفی دارد و هر کدام از این نوع ها به نحوی خود را نشان می دهند. یکی از انواع بی تفاوتی به این صورت است که فرد بی تفاوت سکوت می کند و مانند قبل شادابی و نشاط ندارد. بعضی از افراد که دچار بی تفاوتی می شوند جلوی تلویزیون می نشینند و فقط کانال های تلویزیون را جا به جا می کنند.

تاثیر بی‌تفاوتی روانی بر زندگی فردی و اجتماعی

بی‌تفاوتی روانی یکی از اختلالاتی است که تاثیرات عمیقی بر زندگی فردی و اجتماعی افراد می‌گذارد. فرد مبتلا به این بیماری ممکن است در جنبه‌های مختلف زندگی روزمره دچار مشکلات جدی شود و کیفیت زندگی او به طور قابل توجهی کاهش یابد. در ادامه، به بررسی جزئی‌تر این تاثیرات می‌پردازیم.

مشکلات در روابط خانوادگی و اجتماعی

یکی از اصلی‌ترین تاثیرات بی‌تفاوتی روانی، آسیب به روابط خانوادگی و اجتماعی است.
افراد مبتلا به این اختلال معمولاً در برقراری ارتباط مؤثر با اعضای خانواده، دوستان یا همکاران دچار مشکل می‌شوند. آن‌ها ممکن است نسبت به احساسات، نیازها یا نگرانی‌های دیگران واکنشی نشان ندهند یا تمایلی برای حمایت عاطفی نداشته باشند. این رفتار می‌تواند باعث سردی روابط خانوادگی، افزایش سوءتفاهم‌ها و حتی بروز تعارضات شدید شود.

در روابط اجتماعی نیز، بی‌تفاوتی روانی باعث انزوای فرد می‌شود. افراد ممکن است دوستان نزدیک خود را از دست بدهند یا نتوانند روابط جدیدی ایجاد کنند، چرا که دیگران آن‌ها را افرادی سرد، بی‌احساس یا غیرقابل اعتماد تلقی می‌کنند. در نهایت، این انزوا اجتماعی می‌تواند به تشدید اختلال و احساس تنهایی شدید منجر شود.

اثرات بی‌تفاوتی بر عملکرد تحصیلی و شغلی

بی‌تفاوتی روانی تنها بر روابط فردی تاثیر نمی‌گذارد، بلکه عملکرد تحصیلی و شغلی را نیز به شدت تحت تاثیر قرار می‌دهد.
در محیط تحصیل، افراد مبتلا ممکن است انگیزه‌ای برای یادگیری نداشته باشند، به تکالیف و امتحانات بی‌اعتنا شوند و در نتیجه دچار افت تحصیلی شوند. بی‌تفاوتی نسبت به موفقیت یا شکست، باعث می‌شود که اهداف تحصیلی برای فرد بی‌معنا به نظر برسد و انگیزه برای پیشرفت از بین برود.

در محیط کار نیز، این افراد ممکن است بهره‌وری پایین‌تری داشته باشند، به وظایف خود با بی‌توجهی برخورد کنند و ارتباط ضعیفی با همکاران و مدیران برقرار نمایند. عدم مشارکت در پروژه‌های تیمی، عدم مسئولیت‌پذیری و نبود علاقه به پیشرفت شغلی از جمله مشکلاتی هستند که می‌توانند در نهایت به اخراج از کار یا شکست شغلی منجر شوند.

 

آنلاین سلامت 

دیدگاهتان را بنویسید

نشانی ایمیل شما منتشر نخواهد شد. بخش‌های موردنیاز علامت‌گذاری شده‌اند *